محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

278

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و امّا [ مورد دوازدهم در بيان ] تشريح شعر [ شعر ] ، به فتح شين معجمه و سكون عين و راء مهملتين ، كه به فارسى « مو » نامند [ و ] جمع آن « شعور » و « اشعار » آمده ، جسمى است متولّد از مادّهء بخاريهء دخانيهء منفصله از اخلاط به تأثير حرارت در آن‌ها ؛ كه چون مصادف مسامّ بدن گردند و بدان‌ها رسند و رطوبت آن‌ها تحليل رود - به بخار - و اجزاء دخانيهء متولّده از مائيت و هوائيت و مائيت و ارضيت آن صعود نموده [ و ] از منافذ و مسام بر آيند ، سه جزء نارى و هوائى و مائى آن به تحليل روند و زايل گردند ، مگر قدر قليلى كه حافظ و ممسكِ هيأت و صورتِ جزء ارضى آن هستند [ و ] به شكل مو [ در آيند ] و دايم از باطن بدان مدد رسد و در طول آن بيفزايد . و از اين جهت است كه در امزجهء اشخاص و اصناف مردمى و اسنانى كه در آن‌ها ابخره و ادخنهء دهنيه بسيار است و مسامّ آن‌ها وسيع و قوّه دافعه‌شان قوى ، موى بدن آن‌ها بسيار و غليظ و بلند و سياه مىباشد . و در امزجه [ اى ] كه حرارت و يبس و تكثيف بر مسامّ جلدشان غالب باشد - مانند « حبشيان » « 1 » - موى آن‌ها پيچيده و سياه و خشن مىباشد و بسيار بلند نمىگردد . و در امزجه [ اى ] كه بدان‌ها برودت و رطوبت و ضعف غالب باشد - مانند اكثر بلدان باردهء رطبه از اقليم پنجم و ششم ؛ مانند اهل فرنگ و سقالبه و گرجستان و چين و غيرها و مردم سفيد پوست - بسيار از مرد و زن ، موى آن‌ها باريك و ضعيف و مىگون مىباشد . [ عللِ كم موئى ] : و چون بخار مطلقا نفوذ در مسام ننمايد ، و يا نفوذ نمايد و ليكن به قدر صالح و زمانى كه در آن منعقد تواند شد محتبس نماند ، و يا محتبس ماند امّا كيفيت آن از سوء مزاج اصلى متغير شود به كيفيتى غير ملايم ؛ در اين صور ، مو كم متولّد گردد و يا مطلقا تولّد نيابد . [ كه اكنون ، به تفصيل از هر يك از اين علل بحث مىشود ] : عدم نفوذ بخار در مسام بر چند وجه است : يكى : آن كه مادّهء آن قليل باشد ؛ يعنى بخار دخانى كم تر متولّد شود ؛ به سبب نقصان حرارت . و ناروييدن لحيه در اطفال و زنان و خصيان از اين جهت است .

--> ( 1 ) . الف : حبوش .